غزل شمارهٔ ۲۵۸۶

بسکه یاد قامتت بر باد داد اجزای سرو

نالهٔ قمری شد آخر قدکشیدنهای سرو

چیدن دامن دربن‌گلشن‌ گل آزادگی است

کیست تا فهمد زبان عافیت ایمای سرو

مطلب آزادگیها پر بلند افتاده است

عالمی خم شد به فکر بار ناپیدای سرو

باغبانان قدر آزادی ندانستند حیف

ناله بایستی درین‌گلشن نشاندن جای سرو