غزل شمارهٔ ۲۵۸۸

ای بیخبر به درد دل ما رسیده رو

شور سپند محفل حسرت شنیده رو

از پیچ و تاب دام هوس احتراز کن

زین دود همچو شعله غبار کشیده رو

زین گلستان که رنگ بهارش ندامتست

محمل به دوش آه چو صبحی دمیده رو

آخر ازین زیانکده نومید رفتنست

خواهی رفیق قافله خواهی جریده رو