غزل شمارهٔ ۲۵۹۸

بر شعله تا چند نازیدن‌کاه

در دولت تیز مرگی‌ست ناگاه

صد نقص دارد سازکمالت

چندین هلال است پیش وپس ماه

در فکر خویشیم آزادگی‌کو

ما را گریبان افکنده در چاه

یارب چه سحر است افسون هستی

از هیچ بودن‌کس نیست اگاه