غزل شمارهٔ ۲۶۱۱
به دست تیغ تو تا خون من حنا بسته
به حیرتم که عجب خویش را بجا بسته
چه سان به روی تو مرغ نظر کند پرواز
که حیرت از مژهاش رشتهها به پا بسته
به دل ز شوق وصالت صد آرزو دارم
ولی ادب ره تقریر مدعا بسته
فراق بیگنهمکشت و نقد داغ خطا
بهگردن دل خونگشته خونبها بسته