غزل شمارهٔ ۲۶۲۵

پرتوت هر جا بپردازدکنار آینه

آفتاب آید به‌گلگشت بهار آینه

در هوای شست زلفت خاک بر سرکرده‌اند

ماهیان جوهر اندر چشمه سار آینه

بی‌تو چون جوهر نگه در دیده‌ها مژگان شکست

آخر از ما نیزگل‌کرد انتظار آینه

دام جوهر نسخهٔ طاووس دارد در بغل

اینقدر رنگ ‌که شد یا رب شکار آینه