غزل شمارهٔ ۲۶۶۶

جهدکن تا نروی بر اثر نیک و بدی

که خضر نیز درین بادیه دام است وددی

تاگلستان تو در سبزهٔ خط ‌گشت نهان

دیده‌ای نیست‌ که چون لاله ندارد رمدی

داغها در دل خون گشته مهیا دارم

کرده‌ام نذروفای تو پر ازگل سبدی

جان چه باشدکه توان نذر توام اندیشید

اینقدر تحفه نیرزد به قبولی و ردی