غزل شمارهٔ ۲۶۷۸

برخود مشکن تا همه تن رنگ نگردی

ای شیشه نجوشیده عبث سنگ نگردی

دور است تلاشت ز ره ‌کعبهٔ تحقیق

ترسم‌که به ‌گرد قدم لنگ نگردی

تا راه سلامت سپری ضبط نفس‌ کن

قانون تو سازست گر آهنگ نگردی

چون خاک هواگیر درین عرصه محالست

کز خود روی و صاحب اورنگ نگردی