غزل شمارهٔ ۲۶۹۲

به جلوهٔ تو نگه را ز حیرت اظهاری

ببالد از مژه انگشتهای زنهاری

چوگردباد اسیران حلقهٔ زلفت

کشند محمل پرواز برگرفتاری

نگه ز پردهٔ آن چشم ناتوان پیداست

به رنگ شخص اجل در لباس بیماری

زبان خار ندانم چه‌گفت درگوشش

که چشم از آبله‌ام برد سیل خونباری