غزل شمارهٔ ۲۶۹۸

ای گشاد و بست مژگانت معمای پری

جام در دستست از چشم تو مینای پری

از تغافل تا نگاهت فرق نتوان یافتن

یک جنون می‌پرورد پنهان و پیدای پری

زین تمیزی چند کز ساز حواست ظاهر است

گر بفهمی بی‌مساسی نیست اعضای پری

عالمی را حرف و صوت بی‌اثر دیوانه‌کرد

طرف افسون داشت بی اسم مسمای پری