غزل شمارهٔ ۲۷۰۵

به یمن سبقت جهد از هزار قافله‌ گیری

به رنگ موج‌ گهر گر پی یک آبله‌ گیری

به علم و فن تک وتاز نفس چه فایده دارد

جز اینقدرکه عدم تا وجود فاصله‌ گیری

حیا خوشست ز برگ عدم به فرصت هستی

به یک قدم سفر ‌آخر چه زاد و راحله گیری

به محفلی‌ که بود دور جام و جلوهٔ ساقی

چو زاهد از چه هوس کنج خلوت و چله‌گیری