غزل شمارهٔ ۲۷۰۶

حریف مشرب قمری نه‌ا‌ی طاووسی نازی

کف خاکستری یا شوخی پرواز گلبازی

نفس عشرت فریبست اینقدر هنگامهٔ ما را

نوای حیرتم آنهم به بند تار بی‌سازی

سرت راه‌ گریبان وانکرد از بی‌تمیزیها

وگرنه بر تامل سنگ هم دارد در بازی

به این سامان ندانم صید نیرنگ ‌که خواهم شد

که چون طاووس در بالم چراغان‌کرده پروازی