غزل شمارهٔ ۲۷۳۹

بسکه ‌گردید آبیار ما ز پا افتادگی

سبز شد آخر چو بید از وضع ما افتادگی

می‌توان از طینت ما هم رعونت خواستن

گر برآید از طلسم نقش پا افتادگی

عمرها چون اشک‌کنج راحتی می‌خواستم

بهر ما امروز خالی کرد جا افتادگی

دام عجزی درکمین سرکشی خوابیده است

می‌کشد انجام نی از بوریا افتادگی