غزل شمارهٔ ۲۷۴۱

کرد شبنم را به خورشید آشنا افتادگی

قطره را شد سوی دریا رهنما افتادگی

راحت روی زمین زیر نگین ناز توست

گر چو نقش پا توانی ساخت با افتادگی

بی‌نیازی نیست ناز غیرت آهنگان عشق

شعله راگردن‌کشی برده‌ست تا افتادگی

عالمی چون اشک بر مژگان ما دارد قدم

این نیستان داشت بیش از بوریا افتادگی