غزل شمارهٔ ۱۸۵۷
توقع دارم از لطف تو ای صدر نکوآیین
درون مدرسه حجره به پهلوی شهاب الدین
پیاده قاضیم می خوان درون محکمه قاصد
و یا خود داعی سلطان دعاها را کنم آمین
بدین حیله بگنجانی در آن خانه ربابی را
که نامم را بگردانی نهی نامم فلان الدین
که خلقان صورت و نامند مثال میوه خامند
کی از جانشان خبر باشد که آن تلخ است یا شیرین