غزل شمارهٔ ۲۷۴۸

ندارد ساز این محفل مخالف پرده آهنگی

چمن فریاد بلبل می‌کند گر بشکنی؟نگی

از این کهسار مگذر بی‌ادب‌ کز درد یکرنگی

پری در شیشه نالدگر بگردد پ ری سنگی

به غفلت داده‌ای آرایش ناموس آگاهی

گریبان می‌درّد آیینه‌ گر بر هم خورد رنگی

فسردن تا به‌ کی ای بیخبر گردی پر افشان‌ کن

تو هم داری به زیر بال طاووسانه نیرنگی