غزل شمارهٔ ۲۷۴۹

باز آمد در چمن یاد از صفیر بلبلی

رنگ‌گل‌، طرف عذاری بوی‌سنبل‌کاکلی

سرنگون فکر چون مینای خالی سوختم

مصرع موزون نکردم درزمین قلقلی

لاله وارم دل به حسرت سوخت اماگل نکرد

آنقدر دودی‌که پیچم بر دماغ سنبلی

جز خراش دل چه دارد چرخ دوار از فسون

عقدهٔ ما هم نیاز ناخن بی‌چنگلی