غزل شمارهٔ ۲۷۷۲

شهیدان وفا را درس دیداری ست پنهانی

سواد حیرتی دارد بیاض چشم قربانی

جهانی رفته است از خویش در اندیشهٔ وهمی

سرابی هم نمی‌بینیم و کشتیهاست توفانی

نگه واری تأمل ‌گر نمایی صرف این‌گلشن

تماشا هرزه‌ گردی دارد و غفلت تن آسانی

چو صبح از وضع امکان وحشتی داریم زین غافل

که هر کس‌ گرد دامان خود است از دامن افشانی