غزل شمارهٔ ۲۷۹۷

اگر جانی وگر جسمی سراب مطلب مایی

به هر جا جلوه‌ گر کردی همان جز دور ننمایی

نه لفظ آیینهٔ انشا، نه‌معنی قابل ایما

به این سازست پنهانی‌، به این رنگست پیدایی

بهار وحدت است اینجا دویی صورت نمی‌بندد

خیال آیینه‌ دارد لیک بر روی تماشایی

به سامان نگاهت جلوه آغوش اثر دارد

دو عالم سر بهم سوده‌ست تا مژگان بهم سایی