غزل شمارهٔ ۲۸۱۲

نشد آیینه‌ کیفیت ما ظاهر آرایی

نهان ماندیم چون معنی به چندین لفظ پیدایی

به غفلت ساخت دل تا وارهید از غیرت امکان

چه‌ها می‌سوخت این آیینه‌ گر می‌داشت بینایی

مزاج عافیت یکسر شکست آماده است اینجا

همه‌ گر سنگ باشد نیست بی‌اندوه مینایی

بلد عشق است از سر منزل مجنون چه می‌پرسی

که اینجا خانه‌ها چون دیدهٔ آهوست صحرایی