غزل شمارهٔ ۲۸۱۹

ای‌که در دیر و حرم مست‌ کرم می ‌آیی

دل چه دارد که درپن غمکده کم می‌آیی

جوهر ناز چه مقدار تری می‌چیند

که به حسرتکدهٔ دیدهٔ نم می‌آیی

اینقدر سلسلهٔ نازکه دیده‌ست رسا؟

عمرها شد که به هر سو نگرم می آیی

صمدی لیک دربن انجمن عجز نگاه

به چمن سازی آثار صنم می آ‌یی