غزل شمارهٔ ۱۸۶۵

ای سرو و گل بستان بنگر به تهی دستان

نانی ده و صد بستان‌هاده چه به درویشان

بشنو تو ز پیغامبر فرمود که سیم و زر

از صدقه نشد کمتر هاده چه به درویشان

یک دانه اگر کاری صد سنبله برداری

پس گوش چه می خاری‌هاده چه به درویشان

کم کن تو فزایش بین بنواز و ستایش بین

بگشا و گشایش بین هاده چه به درویشان