غزل شمارهٔ ۳۸۲

کونین مست و بادهٔ نابی ندیده کس

سیراب دو عالم و آبی ندیده کس

مردند تلخ کام جهانی و هیچ گاه

در جام عشوه زهر عتابی ندیده کس

مخمور نیمه مست فراوان بود، فغان

کز جام لطف مست و خرابی ندیده کس

دردا که طفل طالع ما یافت تربیت

در عالمی که فصل شبابی ندیده کس