غزل شمارهٔ ۴۱۶
باز این منم به صد دل خشنود در سماع
دیوانه وش ز نغمهٔ داود در سماع
رویم به روی دلبر و قوال در سرود
دستم به دست شاهد مقصود در سماع
پرهیز ای فرشته که اینک به عرش و فرش
افشاندم آستین می آلوده در سماع
باز این چه سوزش است که خونابه ریز شد
چندین هزار زخم نمک سود در سماع