غزل شمارهٔ ۵

ز روی مهر اگر روزی ببینی یک دو شیدا ر

به ما هم گوشهٔ چشمی، که شیدا کرده‌ای ما را

به هر جا پا نهی آن جا نهم صد بار چشم خود

چه باشد؟ آه! اگر یک‌باره بر چشمم نهی پا را

مرا گر در تمنای تو آید صد بلا بر سر

ز سر بیرون نخواهم کرد هرگز این تمنا را

چو در بازار حسن از یک طرف پیدا شدی، ناگه

خریداران یوسف برطرف کردند سودا را