غزل شمارهٔ ۱۹۰۸

نتانی آمدن این راه با من

کجا دارد هریسه پای روغن

ولی همراهی و با تو بسازم

که چشم من به روی توست روشن

چو از راهت ببردم شرط نبود

میان راه ترک دوست کردن

بغل‌هایت بگیرم همچو پیران

چو طفلانت نهم گاهی به گردن