غزل شمارهٔ ۳۵

ز آب چشم من گل شد به راه عشق منزل‌ها

ندانم تا چه گل‌ها بشکفد آخر از این گل‌ها؟

شکیتی عهد و بر دل‌های مسکین سوختی داغی

زهی داغی که تا روز قیامت ماند بر دل‌ها!

من از خوبان بسی غم‌های مشکل دیده‌ام لیکن

غم هجران بود مشکل‌ترین جمله مشکل‌ها

سزد گر بر سر تابوت ما گریند در کویش

چرا کز منزل مقصود بر بستیم محمل‌ها