قصیدهٔ شمارهٔ ۲

گر جان کنم به حسرت زان لب نمی‌کند دل

دل کندن از لب او جان کندنی‌ست مشکل

قبله‌ست روی جانان، لعلش چو آب حیوان

این یک مقابل جان و آن یک به جان مقابل

درست دعا بر آرم، هرگز فرو نیارم

الا دمی که سازم در گردنت حمایل

ای من سگ خیالت، آن‌جا که اوست هرگز

نه حاجب‌ست مانع، نه پرده‌دار حایل