غزل شمارهٔ ۱۹۱۰

تو هر جزو جهان را بر گذر بین

تو هر یک را رسیده از سفر بین

تو هر یک را به طمع روزی خود

به پیش شاه خود بنهاده سر بین

مثال اختران از بهر تابش

فتاده عاجز اندر پای خور بین

مثال سیل‌ها در جستن آب

به سوی بحرشان زیر و زبر بین