غزل شمارهٔ ۱۹۱۱

تو را پندی دهم ای طالب دین

یکی پندی دلاویزی خوش آیین

مشین غافل به پهلوی حریصان

که جان گرگین شود از جان گرگین

ز خارش‌های دل ار پاک گردی

ز دل یابی حلاوت‌های والتین

بجوشند از درون دل عروسان

چو مرد حق شوی ای مرد عنین