بخش ۴۹ - عمر به سر کردن شاه و گدا با یکدیگر

چون سر زلف شب به دست آمد

قرص خورشید را شکست آمد

پیکر آسمان ملمع شد

چتر فیروزه‌گون مرصع شد

مردم از خواب دیده بربستند

از تماشای ره نظر بستند

خواب دیدند شاه و جمله سپاه

که مگر عارفی رسید به شاه