غزل شمارهٔ ۱۱

قوت من باده قوتم یارست

وآدمی را همین دو درکارست

عیش آدم بود به قوت و قوت

قوت و قوت نیست مردارست

هر ولایت که خوبرویی هست

هرکه جز اوست نقش دیوارست

ای که گفتی مبین به صورت خوب

صورت خوب بهر دیدارست