غزل شمارهٔ ۴۲

ای زلف تو چون خاطر عشاق مشوش

وی صفحهٔ رویت ز خط و خال منقش

موی تو به روی تو عبیریست به مجمر

خال تو به چهر تو سپندیست برآتش

روی تو حدیقهٔ گل اما گل بی‌خار

لعل تو قنینهٔ مل امّا مل بی‌غش

یک‌سوی کشد عقلم و یک‌سوی د‌گر عشق

با این دو من مسکین دایم به کشاکش