غزل شمارهٔ ۱۹۳۵

دلبر بیگانه صورت مهر دارد در نهان

گر زبانش تلخ گوید قند دارد در دهان

از درون سو آشنا و از برون بیگانه رو

این چنین پرمهر دشمن من ندیدم در جهان

چونک دلبر خشم گیرد عشق او می گویدم

عاشق ناشی مباش و رو مگردان هان و هان

راست ماند تلخی دلبر به تلخی شراب

سازوار اندر مزاج و تلخ تلخ اندر زبان