غزل شمارهٔ ۶۰

ای تیره زلف درهم ای نافهٔ تتاری

کار من از تو درهم روز من از تو تاری

گر نیستی تن من تا چند گوژپشتی

ور نیستی دل من تا چند بیقراری

کردی سیاهکارم تا کی سفیدچشمی

کردی سفید چشمم تا کی سیاهکاری

تا رسم روزگارت شد آفتاب‌پوشی

رسم منست تا روز هرشب ستاره باری