در ستایش علیقلی میرزا گوید

مگر باز بر فروخت گل از هر کنار نار

که هردم ز سوز دل بگرید هزار زار

نسیمی که در چمن شدی رهسپار پار

هم امسال یافتست بر جویبار بار

که گویدش تهنیت بهر شاخسار سار

ز فراشی صبا ره باغ رفته بین

چو روی سمنبران سمن‌ها شکفته بین

گل نو شکفته را مه نوگرفته بین