غزل شمارهٔ ۱۹۴۲

من ز گوش او بدزدم حلقه دیگر نهان

تا نداند چشم دشمن ور بداند گو بدان

بر رخم خطی نبشت و من نهان می داشتم

زین سپس پنهان ندارم هر کی خواند گو بخوان

طوق زر عشق او هم لایق این گردن است

بشکند از طوق عشقش گردن گردن کشان

کوس محمودی همه بر اشتر محمود باد

بار دل هم دل کشد محرم کجا باشد زبان