شمارهٔ ۷۴

گفت رندی با یکی در نیمروز

از در اندرز رمزی از رموز

که اگر در دور ناهموار چرخ

عیش یا غم بایدت بیدرد و سوز

دل منه در هیچ کار اندر جهان

کاین تعلق هست رنجی فتنه‌توز

هرچه پیشت آید از دشوار و سهل

شو رضا بر هم مکش رخسار و پوز