غزل شمارهٔ ۱۹۶۸

ای دل من در هوایت همچو آب و ماهیان

ماهی جانم بمیرد گر بگردی یک زمان

ماهیان را صبر نبود یک زمان بیرون آب

عاشقان را صبر نبود در فراق دلستان

جان ماهی آب باشد صبر بی‌جان چون بود

چونک بی‌جان صبر نبود چون بود بی‌جان جان

هر دو عالم بی‌جمالت مر مرا زندان بود

آب حیوان در فراقت گر خورم دارد زیان