قصیدهٔ شمارهٔ ۶

عمر بی عشق می گذاری هیچ

حاصل از عمر خود چه داری هیچ

ماسِوی الله طلب کنی شب و روز

به عدم می روی چه آری هیچ

در دو عالم به جز یکی نبُود

این عددها که می شماری هیچ

دنیا و آخرت رها کردی

آری آری چه می گذاری هیچ