قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹

عیسی گردون نشین تابع تو در ازل

موسی دریا شکاف امت تو لم یزل

مهر منور نقاب از هوس روی تو

بر رخ مه می کشد نقش خیالت بحل

پیر خرد طفل وار آمده در مکتبت

سر قدر در ضمیر لوح قضا در بغل

دیدهٔ اهل نظر روی تو بیند چو نور

خوش بود آن نور چشم در نظر بی سبل