غزل شمارهٔ ۱۵

عالمی غرقند در سیلاب ما

تشنگان دانند قدر آب ما

آفتابی رو نماید روشن است

زاهدی از کجا و ما ز کجا

خوش خیالی می‌نماید روز و شب

با خدائیم با خدا به خدا

حکم میخانه به ما بخشیده است

گر چه هستیم مبتلای بلا