غزل شمارهٔ ۲۲
اگر آئی در این دریا بیابی آبروی ما
بیابی آبروی ما اگر آئی در این دریا
رها کن دی و هم فردا بیا امروز دریابش
بیا امروز دریابش رها کن دی و هم فردا
ندارم با کسی پروا به جز با ساقی مستان
به جز با ساقی مستان ندارم با کسی پروا
بود مجموعهٔ اسما هر آن حرفی که میخوانم
هر آن حرفی که میخوانم بود مجموعهٔ اسما