غزل شمارهٔ ۲۹

روشنست از نور رویش دیدهٔ بینای ما

درهٔ بیضا بود غواص این دریای ما

جملهٔ عالم وجودی یافته از جود او

خوش بود این خلقت او راست بر بالای ما

گر دوای درد دل خواهی در این دریا نشین

تا به عین ما نصیبی یابی از دریای ما

جملهٔ اسمای او از اسم اعظم خوانده ایم

اسم او گر بایدت اسمای او اسمای ما