غزل شمارهٔ ۸۸

همت از درویش صاحب دل طلب

خدمت درویش کن حاصل طلب

درد هجران از دل درویش جو

راحت ار می جویی از واصل طلب

گوهر ار خواهی درآ در بحر ما

ور نمی خواهی برو ساحل طلب

حضرت جانانه را از جان بجو

خدمت دلدار خود در دل طلب