غزل شمارهٔ ۱۱۰

آفتابی ز ماه بسته نقاب

کرده در گوش درهای خوشاب

چشم عالم به نور او روشن

سخنی نازک است خوش دریاب

نقش رویش خیال می بندم

که به بیداری و گهی در خواب

می خُمخانهٔ حدوث و قدم

نوش می کن به شادی احباب