غزل شمارهٔ ۱۱۳

صدف و گوهریم و بحر و حباب

جوهرش آب و گوهرش دریاب

قدمی نه درآ درین دریا

نظری کن به عین ما در آب

بزم عشقست و عاشقان سرمست

باده نوشند شادی اصحاب

بر در می فروش رندانه

با مسبب نشسته بی اسباب