غزل شمارهٔ ۱۲۴

این شیشهٔ ما پر از گلاب است

گفتیم گلاب و در کل آب است

آب است و حباب این می و جام

آبش می و جام ما حباب است

نقشی که خیال غیر بندد

آن نقش خیال عین خواب است

چشمی که ندید نور رویش

بینا نبُود که در حجاب است