غزل شمارهٔ ۱۷۴
درد دل ما دوای درد دل ماست
خوش درد و دوائیست که آن حاصل ماست
ما بندهٔ او و سید رندانیم
ما سائل او و عالمی سائل ماست
آن گنج که اسمای الهی خوانند
در کنج خرابه جو که آن در دل ماست
چه جای نهایت است ره رو ابدا
گر راه رود در اول منزل ماست
درد دل ما دوای درد دل ماست
خوش درد و دوائیست که آن حاصل ماست
ما بندهٔ او و سید رندانیم
ما سائل او و عالمی سائل ماست
آن گنج که اسمای الهی خوانند
در کنج خرابه جو که آن در دل ماست
چه جای نهایت است ره رو ابدا
گر راه رود در اول منزل ماست