غزل شمارهٔ ۱۷۸

ما ز دریائیم و دریا عین ماست

در میان ما دوئی آخر چراست

خط موهومست عالم سر به سر

خوش بخوان آن خط که آن خط عین ماست

آنچه ما داریم در هر دو جهان

در حقیقت ای عزیزان آن خداست

عشق او در دل نهان می دارمش

دُرد درد عشق او ما را دواست