غزل شمارهٔ ۱۹۹۴

بشنو از بوالهوسان قصه میر عسسان

رندی از حلقه ما گشت در این کوی نهان

مدتی هست که ما در طلبش سوخته‌ایم

شب و روز از طلبش هر طرفی جامه دران

هم در این کوی کسی یافت ز ناگه اثرش

جامه پرخون شده او است ببینید نشان

خون عشاق کهن خود نشود تازه بود

خون چو تازه است بدانید که هست آن فلان